X
تبلیغات
رایتل
مهرانی
آرشیو

شنبه 29 آذر‌ماه سال 1382
merC... sale 82 sale ezat...

پنج‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1382
بازم این خونریزی لعنتی
تصور کنین که توی حموم نشستین و با چشای بسته چند دقیقه ای دارین سرتون رو شامپو مالی میکنین... وقتی چشماتو باز میکنی... پاها و کف حموم رو میبینی که از خون رقیق حل شده در آب قرمز شده.... و داره از مماخت خون میاد....
فکر میکنی که چه حالتی بهت دست میده؟... یا چه عکس العملی نشون میدی..... هیچی ... باید صبر کنی .. تا انقدر بیاد تا فشار خونت بیفته ... چون اگه بخوای جلوشو بگیری... از اون یکی سوراخ یا از حلقت میزنه بیرون... ..... اییییییییی........... (‌البته شما باید جلوشو بگیرن ها .. من این کار رو باید بکنم...)
-----------------------------------------------
مهران کالکشن جدید ..ورژن ۴ هم تولید شد..

سه‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1382

این مطلب رو توی وبلاگ تکیلا خوندم... دمش گرم .. خیلی باحاله...

یک دختر در حمام...

ساعت ۴ بعد از ظهر.

۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یک سبد و تیره ها رو تو یکی دیگه میگذاره.

۲ـ در حموم رو از تو قفل میکنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شکمش رو که تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میکنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش.

۳ـ در کمد رو باز میکنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬   کف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان.

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت کننده٬ پرپشت کننده٬ براق کننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده.

۵ـ یکبار دیگه با همون شامپو موهاشو  میشوره.

۶ـ نرم کننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره.

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه که تمام مواد شیمیایی از موهاش پاک شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میکنه. 

۸ ـ خمیر ریش داداشی رو کش میره و شیش کیلو خالی میکنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی.   آی!!!!

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میکنه. از اینکه در اثر کشش حوله چشم و ابروش کشیده شده٬ احساس خوشگلی می کنه و یه ماچ گنده واسه عکس خودش تو آیینه میفرسته. 

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوک دماغش سبز شده.

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میکنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت.

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میکنه.

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب  کنه.

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میکنه.

ساعت ۸ شب.

یک پسر در حمام....

 

ساعت ۴ بعد از ظهر.

۱ـ همون طور که رو تخت نشسته ٬ لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت میکنه یه گوشه اتاق.

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم.

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میکنه.

۴ـ زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش...

۵ ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره.

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو کف مالی میکنه. یه عالمه  مو می چسبه به صابون.

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره.

۸ ـ نرم کننده مو؟؟؟ برو بابا !

۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اکو شدن صداش تو حموم ٬کر کر میخنده . 

۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش.

۱۱ـ  چاه حموم رو هدف گیری میکنه و میشاشه توش.

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و کف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشک میکنه) 

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق. 

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه.

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر.

یک دختر و یک پسر در حمام...

 


جمعه 21 آذر‌ماه سال 1382
و بخونین از امتحانات من در هفته ای که گذشت:

۱ شنبه
.. آلات دقیق رو ۲ هفته تاخیر انداختیم... تا اون موقع هم کی زنده ... کی مرده؟؟؟
۳ شنبه الکتریک بود  (که مسعود افغانی هم اون جا بود ... بیچاره برو واکسن بزن که افغانی سرخابی نشی )‌ ۱۰ تا سوال بود که ۷ تاش رو خودم مثل بچه آدم بلد بودم و ۳ تاش رو خوب به هر حال نمیشد که ننوشت ... از روی جزوم نوشتم...
و دیروز یعنی ۵ شنبه : صبح ۹ تا ۱۱ فاینال تیکتینگ ادونس بود که یه جورایی حال استاد رو گرفتم اساسی... یعنی سر کلاسی که در حالت معمولی باید در طول ترم بین ۶۰ تا ۸۰ تا مسیر حل میشد من حتا برای دلخوشی ۱ بار هم این کار رو نکردم..... (‌بیچاره استاد) اونم گفت که از ۲۰ نمره کلاسی بهت هیچی نمیدم و خودت از ۸۰ هرچی میتونی بگیر .... من هم که کل هفته قبل رو سر کار نرفته بودم و حتی کلاسها رو دو در میکردم که تیکت بخونم ... سر امتحان باورش نمیشد وقتی داشتم همه ی سوالا رو حل میکردم ... یزید حتی یه بار اومد یه چیزی گفت که به اشتباهم انداخت و توی اون تنگی وقت حدود ۷-۸ دقیقه وقتم رو از بین برد .... آخر جلسه هم که من وسط حل آخرین سوال بودم اومد و ورقم رو گرفت در حالی که تا یک ربع بعدش خیلیا هنوز داشتن مینوشتن.... با این حال بازم آخر امتحان گفت که دیدم فلان چیز رو به کنار دستیت رسوندی .. (‌ آخه یه نکته اساسی رو به یه دختره که کنارم نشسته بود گفتم ...  به دخترا هم که اصلا راه نداره نخوای برسونی ) خلاصه گفت نمرشو از تو کم میکنم.................... با همه این حرفا فکر کنم قبول شم......
و تازه بعدش که امتحان تموم شد  ساعت ۱۲ تا ۲ امتحان میان ترم انتقال حرارت که ۱۰ نمره از ۲۰ فاینال رو داشت ... چه شود........ ۴ تا تست تشریحی بود ۴ تا مساله .. ۱ ساعت اول در اوج ناامیدی ۴ تا تست رو بلغور کردم ... ولی جرقه های امید ( که کنارم نشسته بود)  توی ۵۰ دقیقه آخر امتحان شروع کردن به چشمک زدن ... امتحان کتاب و جزوه  باز بود و من که جزوه ترم قبل رو داشتم به ناگهان دیدم که ۲ تا از مسئله ها توی جزوه ترم قبل هست ..... یکیش رو هم دیدم جزو سوالای کتابه که حلال نداشتم ولی باز در اوج ناباوری حلال یکی از بچه ها تا نفر جولوییم رسیده بود (‌ در طی نقل و انتقالات درون امتحانی... میان دانشجویی)‌ که برای من هم حلال یکی از سوالات شد و سوال آخر رو هم با همین سوال مبادله کردم ....
در نتیجه..............من   شدم .....



یکی نیست بگه سر صبی خواب نداری.... چرا قصه کرد شبستری مینویسی؟؟؟؟‌ کی حال داره این همه مطلب رو بخونه ... 

دوشنبه 17 آذر‌ماه سال 1382
امام را دعا کنید...


فردا  میان ترم الکتریک .... ۵ شنبه میان ترم انتقال حرارت ( ۱۰ نمره از ۲۰ نمره پایان ترم) و همجنین فاینال تیکتینگ........
بازم بوی افتادن ... بازم بوی مشروطی... بازم بوی ضایع شدن....
........
...........
..............
..................عمراً.....
 


   1       2       3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 301851


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها