X
تبلیغات
رایتل
مهرانی
آرشیو

چهارشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1382
- قضیه ی این چیز نکن دیگه:
یکی از کارمندای شرکت ما زنگ میزنه به رئیس و میگه بابا حقوق این ماهمو ندادی .. عیدی ام رو ندادی... حتی حقوق ماه قبل رو هم ندادی.....
رئیس میگه :‌ااا... چیز نکن دیگه.
====================
- بالا خره بعد از حدود یک ماه mp3 player  ام رو از گارانتی گرفتم ... اونم یه جورایی به واسطه ی ایمیل بازی و ارتباطی که با شرکت اش توی تایوان برقرار کردم.... و یه کار کیت..... برای اینکه از جینگولکم ( mp3 player ) توی ماشین استفاده کنم..... معرکه میشه.
====================
- کارای پروژه خوب پیش میره .. داریم داکیومنت و اطلاعات جمع آوری میکنیم...... واییییییی. با یه آدم توپی آشنا شدم... که البته قبلا میشناختمش ...... تمیمی.. مدیر کل آشیانه های ایران ایر...... فکر کنم....  اگه بخوام یه آرزو کنم... الان... اینه که این آدم بشم. آخر اطلاعات ... آخر لات بازی... آخر فنی هواپیما ...... ای ول.
====================
عید امسال هم که یه جورایی کریسمس شده..... 

یکشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1382
ا ا ا چیز نکن دیگه....
سلام.
یه چیز باحال اینکه برای اولین بار که رفتم اصفهان ۳ روز که اونجا بودم یه موتور دستم بود که تونستم علی رغم مشغله زیاد.... اقلا خیابونارو ببینم.....
یه چیز جالب بگم:
میدونین که گز اصفهان معروفه .... یه مغازه ی گز فروشی هست به نام گز کرمانی که روی سر در مغازه نوشته تاسیس :‌ ۱۲۷۷ و فقط انقدر بگم که صبح جمعه ساعت ۹ صبح رفتم خریدن گز حدود ۲۰ - ۳۰ نفر (‌ بیشترم خود اصفهانی ها )‌ توی صف بودن برای خریدن گز !!!!!!

یه اتفاق جالب دیگه هم افتاد .... توی رستوران خوان سالار توی خ چهار باغ .... ۳ نفری رفتیم برای شام....  من که یه جوجه سنگی خواستم.... ( بابا تریپ مایه داری نیستا... رئیس پولشو میداد )‌ رئیس و یکی دیگه که باهامون بود گفتن ما قرمه سبزی میخوایم. (‌ به قول خودشون خورشت سبزی) یارو بعد از ۱۰ دقیه اومد به اونا گفت : آقا شرمنده ... ما غیمه تموم کردیم میشه قرمه سبزی بیارم؟!!!!!!... اینام گفتن که اصلا ما قرمه سبزی خواستیم.... خلاصه ۱۰ دقیقه بعد یارو اومد ۲ تا غیمه گذاشت جلوی اینا و گفت بفرمائید!!!!!.....  

باحالیش این بود که حالا این دوتا غیمه رو که ظاهرا کیفیتش هم خوب نبوده میخوردن ... و هی به ظرف ما نگاه میکردن.... منم البته یکی دوتا تعارف شابدلزمی اومدم......


-------------------------------------------------------------------
و ۳ تا نکته نکته بهتون میگم که چهارمیش خیلی مهمه:

۱- بحث یه چیز دیگست.
۲- اااااا چیز نکن دیگه.

شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1382

میدونین چی چیست .... من فک کونم یه کم طول بکشد تا لحجم بر گردد....
ولی خوب فعلا که اینجام... شب برادون مینویسم.... خبست؟


سه‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1382
نصفه ی جهان
اگر بار گران بودیم رفتیم......ولی نگران نشین زود میام.


دوشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1382
دیروز من
یه دختر خوشگل خجالتی ... که جدیدا بیزنس میکنه و توی این کار جدید یاد گرفته جرات درخواست کردن چیزی رو داشته باشه .. ولی هنوز وقتی میخواد یه درخواست نه چندان مهم بکنه ... صورتش سرخ میشه.

یه دوست خوب که همچنان خوبه.

یه آدم لهجه دار که احتمالا ذاتا لهجه داره.. و دیروز یه کم لهجه اش کم شده بود.

یه آدم آویزون که جدیدا از مدیرای دانشکده شده و بعد از ۵ - ۶ ماه بالا خره دوباره تونست گیرم بندازه و آویزون شه.


یه مشکی مالی کاری که آدم رو ..... با خیلی چیزا آشنا میکنه.

بازم یه دوست خوب دیگه.  .................................... و در نهایت خستگی و خواب.

   1       2       3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 301651


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها