X
تبلیغات
رایتل
مهرانی
آرشیو

چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1384
۳ جمله باحال از آفلاینا...

 

ای کسی که صاحب دنیا و آخرتی رحم کن به کسی که نه دنیا دارد و نه آخرت .

اشتباهات انسانهای بزرگ قابل احترام است زیرا ثمر بخشتر از حقایق انسانهای کوچک است. (فردریش نیچه)

هرگز امید را از کسی سلب نکن، شاید این تنها چیزی باشد که دارد.


شنبه 24 دی‌ماه سال 1384
شاهد باش....

 

سلام ... شاهد باش که در این تاریخ من یک آدم دویست و پنجاه تومنی هستم...

اینطور میگه که یه آدم یه تومنی آدمیه که به اندازه چهار تا آدم ۲۵۰ تومنی کار کنه...

۲۵۰ تومنی ...

ولی مامانم گفته که من مرد شش میلیون دلاری هستم.

پس این تناقض از کجاست ؟

آدم چقدر معماهای سختی رو باید حل کنه....


دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1384
خطر...

 

لحظه خطرناکی است لحظه ای که عجله جای خود را به صبوری می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که همدردی جای خود را به طرد کردن می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که " ما " جای خود را به من و تو می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که پریدن جای خود را به خزیدن می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که نور جای خود را به تاریکی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که انسانیت جای خود را به خوی حیوانی دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که بخشش جای خود را به خشم دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که درک و تأمل جای خود را به لجبازی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که جمع بینی جای خود را به خود بینی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که صلح جای خود را به جنگ می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که منطق جای خود را به سنت می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که معنویات جای خود را به مادیات می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که عشق جای خود را به هوس می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که شراکت جای خود را به خیانت می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که آشنائی جای خود را به غریبی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که صداقت جای خود را به دروغگوئی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که صفا و صمیمیت جای خود را به کینه می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که خیر رسانی جای خود را به شرارت می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که عقل و تفکر جای خود را به تقلید می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که زمان حال جای خود را به زمان گذشته می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که علم و منطق جای خود را به خرافات و رسوم می دهد


یکشنبه 18 دی‌ماه سال 1384

 

اقلا ۵۰ خط نوشتم...

ننوشتم ... کوبیدم رو کیبرد...

بعد همرو پاک کردم...

 

شاید اگر نمیدونستم .. مثل همه ی این احمقای الکی خوش بودم....

ولی وقتی می دونی مجبوری تحمل کنی...


جمعه 16 دی‌ماه سال 1384
شبا

 

شبا اگه تو خونه باشی اینترنت تقریبا مجانیه... قیمت تلفن نصفه... سر و صدا نیست....مزاحم نیست....  خودتی و خودت ...

شبا اگه بری بیرون..... ترافیک نیست .. مجبور نیستی نون بخری... هوا کمتر آلودست...

شبا آرامش بیشتری داری .... بهتر فکر می کنی...

اما فقط یه بدی داره... شبا ساندویچ فروشی و کبابی سر کوچه هر دو بسته اند.


   1       2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 301851


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها