X
تبلیغات
رایتل
مهرانی
آرشیو

سه‌شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1386
تپه

بالاخره تپیدم.....
و این یعنی که تپه رو قبول شدم.... یعنی نصف راهو رفتم....

به نظرت میشه آدم توی جاده ها... پشت فرمون .... مقاله بنویسه ؟؟؟!!!!
مثلا کارآفرینی در صنعت حمل و نقل زمینی....
یا بقول دکتر میلانی..... کارآفرینی در صنعت بنی هندل ( رانندگان - خلابانان - کشتی رانان)

----------------------------

در گذر گاه زمان.... خیمه شب بازی دهر....
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد....
عشق ها می میرند.... رنگ ها رنگ دگر می گیرند...
و فقط خاطره هاست....
که شیرین و چه تلخ ....
دست نا خورده به جا می ماند....

----------------------------

دیگه هچ..... راستی امروز بهت گفتم ؟
بهر حال الان زنگ میزنم میگم.....

 


شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1386
هدف

 

اگه توی زندگیت اهداف بزرگی نداشته باشی تبدیل به ابزاری می شی برای دیگران تا ازت برای رسیدن به اهداف کوچیک خودشون استفاده کنن.


یکشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1386
مدرسه ها وا شده....

عجب روز پر مشغله ای....
یه عالمه برف ..... روز اول مدرسه رفتن دوباره.... تیستو رو دیدم.... با یه صورت خندون مثل مامان مهربونا...
بالاخره بعد از ۶ ماه بالاخره گواهی اشتغال به تحصیل گرفتم....از کارمندای تنبل و بی ادب ساختمون تحصیلات تکمیلی ۱۶ آذر....
و مثل خوره ها .. بلافاصله بردم شهرک آزمایش تاییدش کردم.
یه جریمه ۱۳ هزارتومنی....
یه قورباغه که قورتش دادم و خیالم راحت شد...
و تازه شده ساعت ۱..... کو تا شب...؟؟!!


دوشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1386
راه

 

برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد...چون بر این باورند که یا راهی خواهم یافت ... یا راهی خواهم ساخت

 

من چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 301851


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها