دیالکتیک تنهایی
عشق برای آن که محقق شود باید قوانین دنیای ما را زیر پا بگذارد. عشق رسوا و خلاف قاعده است. جرمی است که دو ستاره با خارج شدن از مدار مقررشان و به هم پیوستن در میان فضا مرتکب می شوند. مفهوم رمانتیک عشق که متضمن گسستن و گریختن و فاجعه است یگانه مفهومی از عشق است که امروز ما می شناسیم. چون همه چیز در جامعه ما مانع از آن است که عشق انتخابی آزاد شود.
این که نظر لطف شما و دوستاتونه.....!
و اما عشق.....من به شخصه عقیده دارم که عشق یه چیزیه که به هیچ عنوان نمیشه شناختش...چون کسی که عاشقه به هیچ عنوان دوس نداره درباره چه جوری به وجود اومدن عشق فکر کنه....و کسیم که عاشق نیست اصن نمیتونه عشقو بفهمه.....
در مورد اون پیامم باید بگم بله به دستم نرسیده...ولی خوشحال میشم بتونم بخونمش....
سلام انشالاه خوب باشید خیلی بلاگ را دستی داری من هم یه دونه الله بختکی دارم اگه یه زحمت بدی و توش بیای خوشحال می شم هزارتا. در ضمن تو کارت موفق باشی عزیز. به امید دیدار
be manam sar bezan salam webloge khobi dari .in bacheha ke dige akhareshe
سلام ...
عشق دقیقا مثل خوردن یه هولوی تر و تازه و خوش آب رو رنگه وقتی گاز می زنی از طعمش لذت میبری ... ولی وقتی چشمت به داخل هولو میوفته میبینی ۳-۴ تا کرم توش بودن و تو اونها رو هم خوردی... حال خوشیه! :))
نظریهء جالبی بود.موافقم.
عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده....
شاید تنها قانونی که باید وجود داشته باشه همین عشقه ،عشق به هم،عشق به قشنگی ها و خوبی ها. اما حیف این قانون هیچ وقت به رسمیت شناخته نمیشه