یک داستان واقعی

 

ما متاهل شدیم.... مبارکمان باشه!

 ----------------------------------

 

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!

چه اتفاقی افتاده؟

در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.

متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!

مرد شدیدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!

اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنی.
 

برگرفته از هفته نامه باشگاه موفقیت

نظرات 8 + ارسال نظر
ستاره سه‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 01:48 ب.ظ

ها.. مبارکمون باشه
انشالله خدا کمکمون کنه تا ما هم بتونیم همیشه دوست و عاشق هم بمونیم .

یا حق

مش حسین آقا سه‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 04:35 ب.ظ

سلام ...
مبارکتون باشه و و با آرزوی بهترین شادیها برای شما زوج جوان

ضمنا یادتون باشه که من اولین نفری بودم که توی وبلاگ تبریک گفتم !!

سلام...
مرسی... خیلی زیاد.

یادم نمیره...

سما سه‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 06:47 ب.ظ http://leosama.blogsky

وای ی ی .... این پروانه عچقولونه ها بالاخره عروسیشونه ! تبریک... از ته دلم . من و رستم و بر و بچم دعوت می کنید دوستم؟!

مرسی...
حتما...

ساقی چهارشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 12:15 ق.ظ http://jolayekhoda.blogfa.com

مبارک باشه خان داداشم ، اون شیرنی که خوردیمو نذاری به حسابمون ، به منی کی باید یه شیرنیه درست وحسابی بدیا ......
میگم اگه این اتفاق واسه ماها بیفته هم پایه ایم مثل اونا باشیم ، اگه مجبور بشیم از عشقمون مراقبت کنیم چند سال حاضریم براش صبر کنیم ، بهش فک کنین ...
تازه می خواستم یه جواب برا پست قبلیت بدم که عوضش کردی ، میبینم که اسلامم دستوراش داره آپدیت میشه ما خبر نداریم ... فقط یه چیزی ، سعی کنیم همیشه انصاف رو رعایت کنیم و مطالب رو با هم قاطی نکنیم ، سعی کنیم تو شرایط بد دنبال بهانه جویی نباشیم ، اشتباهات خودمون رو پای عوامل دیگه نندازیم و ...

بازم تبریک میگم داداشی

یا حق

به چشم...

ممدی چهارشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 10:33 ب.ظ http://khaldun.blogfa.com

داش مهرانی
حال ما خوبه و لی ظاهرا شما بهتری.
تاهلت را هم از صمیم قلب تبریک می گم. من که فعلا فقط متعهدم تا ببینیم کی متاهل می شم.
یا علی

مرسی...
ان شاءالله شما هم همونی که میخوای بشه....
علی یارت.

سعید جمعه 29 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 01:27 ب.ظ http://mastaneh.blogsky.com

سلام ...

به به ... رسما تبریک می گم. ایشالا سالیان سال در خوشی و خرمی باشید.
در ضمن یادته یه سری از بچه های دانشکده دفاعشون رو ماه رمضون مینداختن شیرینی ندن!؟ شما هم مثینکه ازونها یاد گرفتید! ولی ما زگیل تر از این حرفهاییم تا یه شیرینه توپ نگرفتیم بیخیال نمی شیم! (اینم محض مزاح بود شما شاد باشی واسه ما شیرینیه بازم تبریک می گم)

مارمولک هم نشدم! :))

سلام...
سپاسگذارم...

آزاده شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 08:29 ق.ظ

به هر دوتون تبریک میگم.از همینجا می گم که منتظر هردوتونیم که بیاین پیشمون.بازم یه عالمه مبارکه.

سلام.
ممنونم...
با کمال میل و حتما میایم پیشتون. شما هم ایشالا برای عید فطر برنامه تون رو خالی کنید.

میثم چهارشنبه 3 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 05:39 ب.ظ

چی میگی؟!!!!!!!!!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد