دوباره تبریز

از ماکو رفتیم بازرگان (که تا اونجا همش ۱۵ کیلومتر بود) چیزی نداشت... بعد هم از جاده مرزی رفتیم پلدشت با یه بازارچه مرزی مسخره و بعد هم جلفا که همین بود.... کسب و کار اونجاها فکر میکردم رونق بیشتری داشته باشه اما نسبت به قشم و بانه و حتی زاهدان هم اوضاعش خرابتر بود.

از جلفا هم مرند و باز هم تبریز. هوای شبای اینجا خیلی خنکه....


راستی اگه آدم حوصله نداشته باشه و از خودش انرژی منفی در کنه میتونه خیلی خطرناک باشه ها ... زدیم ماشین یه بنده خدایی رو انداختیم تو جوب!!!


در کل شهر خوبیه این تبریز.... خوشم میاد ازش و از آدماش.

نظرات 3 + ارسال نظر
روح زایی دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 10:16 ق.ظ http://www.roohzaee.persianblog.ir

در بزرگترین مسابقه توان سنجی روحی و باطنی شرکت کنید
و تواناییهای باطنی خود را کشف نمایید

ساقی دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 06:57 ب.ظ http://jolayekhoda.blogfa.com

حسابی خوش گذشته ها ، فکر کنم ذخیره ارزیتون تموم نشه حالا حالا ها بر نگردین

سلام حاجی .... تموم شد و برگشتیم...

سمیه یکشنبه 27 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:30 ب.ظ http://harfhayesamet.persianblog.ir

اساسا که مسافرت عالیه. خوش بگذره بهتون. منم یه نوع جدیدشو شرو کردم که اولیش عالی بود.
تبریزم که جدااز اینکه یه رگ اجدادیم اونوریه!! شهر خیلی خوبیه. همینکه گدا ندارن واسه ما ایرانیا که مظلوم ÷رستیم کلیه

مرسی...... آره چه جالب.... دقت نکرده بودم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد