همه ما در سراسر جهان، زمان برابری در اختیار داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است که هر یک از ما با زمانی که در اختیار داریم چکار میکنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگی کنیم. به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگی آن چیزی است که برای تو اتفاق میافتد، در حالی که تو سرگرم برنامهریزیهای دیگری هستی.
ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگی کنیم... خیلی حقیقی بود. ولی باید یاد بگیریم که این تلاش کردنه رو لذت بخش کنیم نه دائم بدوییمو و یادمون بره از چیزایی که از کناره این دوییدنه بدست آوردیم لذت ببریم(روی یاد بگیریم تاکیید میشود!!به نظرم اکتسابیه). یه بار رفته بودم موزه هنرهای معاصر یه اثری بود اسمش گذر زمان بود. یه سری آدم درست کرده بود که داشتن تو ارتفاع رو یه نخ راه میرفتن زیرشونم یه عالمه گرگ و هیولا بود... نمیدونم شایدم حقیقت زمان همینه ولی اینطوری نگاه کردن بهشو اصلا دوس ندارم
تصور هر لحظه زندگی، ما را وادار می کند که ارزش آن لحظه را طولانی تر کنیم. وقتی که در لحظه زندگی می کنیم، بجای جستجوی کمیت زمان، از هر دقیقه لذت می بریم و آن را مزه مزه می کنیم. کمیت را فدای کیفیت نمی کنیم.
البته، این به معنی آن نیست که برنامه نداریم، هدف نداریم ُ به آینده فکر نمی کنیم. ما تمام این امور را می توانیم انجام دهیم و در عین حال از هر لحظه لذت ببریم، درست به همان شکلی که بر ما آشکار می شود