اولا سلام.(وبلاگی )
از اون جایی که این مطلب مهندسا با مخالفت همه روبرو شد ..... مطلب بعدیشو دیگه نمینویسم و زیر همین قبلیه میزارم. (ولی جالب بودا... )
دوما که :( اخلاقی)
من امروز فهمیدم که در پروسه ی آدم شدنم یک مرحله دیگه رو هم باید جلو برم . امروز روز خوبی بود ... شاید دوستی یکی رو از دست دادم ( یعنی تصمیم گرفتم که از این به بعد از دست بدم ) ولی به نتایجی در مورد خودم رسیدم که خوب بک جورایی همیشه قرار نیست اونی رو که تو دلمه ... حتی اگه از روی دوستی باشه به یک دوست بگم. نه.. یک دوست .
فقط اون دوستایی که جنبه اش رو ندارن که باهاشون رو راست باشی.
یا اونایی که نتونن وقتی اشتباه میکنی تحملت کنن.
به هر حال وظیفمه که به همه ی دوستایی که تا حالا منو تحمل کردم احترام بگذارم هر چند با اونایی که نتونستن تحملم فقط کاری ندارم.
(وای که چقدر این آهنگ وبلاگ مصطفی قشنگه ... )
سوما که : (زمانی)
نمیدونم که این حرفمو قبول دارین یا نه ؟ اینکه زمان امتحانات با همه سختی اش ولی لذت بخشه ... آدم کاملا احساس میکنه که از همه ی وقتش داره مفید استفاده می کنه ... البته اینکه یادش میاد چقدر به خاطر یک درس ساده سر کلاس رفته و عمر تلف کرده ... وای وای
ساده بگم. حدود ۳۰ جلسه ی ۱.۵ ساعته سر دینامیک رفتم ... ولی در تمام اون لحظات میدونستم که این درس خوندنش فقط کار یک روزه ... اگه خیلی بخوای توی باغش بیای ... ۲ روز هم ازش تمرین حل کنی .. یعنی خدا وکیلی ۳ روزه میشه این مباحثی رو که توی ۴ ماه خورده خورده و با کلی عذاب بهت میگن یاد بگیری ... فکرشو بکنین توی این مدت ۴ ماه چقدر آدم رو به پوچی توی استفاده از زمانش میرسونه ... و الان که توی اون ۳ روز به سر میبری چقدر لذت بخشه ... ( شاید همین تفکر باعث میشد که در طول کلاسا فقط با این و اون شوخی کنم و به کریم بیچاره تیکه بندازم ... خداییش استاد خوبیه ... ولی خوب خودشم نباشه جزوش کافیه )
البته این در صورتیه که شما هم مثل من از اون دسته آدمایی باشین که در طول ترم درس نمیخونن و همه رو برای آخر ترم میزارن ..
این یک خوبی داره که توی مدت ترم از زندگی ات لذت میبری...( و در طول کلاسا می تونی مرتب با این و اون شوخی کنی و خوش بگذرونی )... و یک بدی داره که اگه توی این ۲ یا ۳ هفته امتحانات یک مشکل خانوادگی برات پیش بیاد که ذهنتو تمام وقت مشغول به خودش کنه ... اونوقت به راحتی آب خوردن مشروط میشی ( مثل ترم ۳ خودم)
راستی امید جان دستت درد نکنه ....