موتور چند قسمت؟
سه قسمت
سر سیلند
سیلندر
کارتر
قطعاتی که به سر سیلندر بسته می شوند؟
سوپاپها, گیت سوپاپ, لاستیک گیت سوپاپها, فنرو پولک و خار نگهدارنده ساق سوپاپ, اسبکها و میل های اسبک, درپوش و واشر آن, منیفولد هوا و دود, ترموستات و محل آن که در بعضی از اتومبیل ها ترموستات در شیلنگ بالایی رادیاتور قرار می گیرد.
قطعات اصلی تشکیل دهنده موتور؟
سیلند, بوش سیلندر,پیستونها, رینگها, گژن پین یا انگشتی و خارهای فنری آن, شاتونها, کفه ها, یاطاقان ها, میل لنگ, فلایویل, دنده فلایویل, فولی و خار میل لنگ, میل سوپاپ و بوشهای آن, استکانی تایپیت, میل رابط, اویل پمپ, واتر پمپ, دنده میل لنگ و دنده میل سوپاپ
پیستون را بگویید.
استوانه ای فلزی و تو خالی که بالای آن بسته و پایین آن باز می باشد که در اطراف آن شیارهایی برای سوار شدن رینگها و دو عدد حفره جهت عبور گژن پین و چاکهایی برای جلوگیری از انبساط پیستون در اطراف آن.
انواع رینگ؟
کمپرسی
محل قرار گرفتن رینگها؟
در شیارهای مخصوص پیرامون پیستون
فرق رینگ روغنی با رینگ کمپرسی؟
1- رینگ روغنی دارای سوراخ بوده ولی رینگ کمپرسی بدون سوراخ است.
2- رینگ کمپرسی در شیارهای بالایی و رینگ روغنی در شیارهای پایینی پیستون سوار است.
3- ضخامت رینگ روغنی از رینگ کمپرسی بیشتر است.
شاتون چند قسمت؟ توضیح دهید.
1- سر شاتون
2- بدنه شاتون
3- انتها و کفه شاتون
که در سر شاتون بوش برنجی و در انتهای آن یاتاقان متحرک قرار دارد. بعضی شاتونها از ابتدا تا انتها سوراخ مرکزی روغن دارند و بعضی ندارند.
گژن پین و وظیفه آن؟
گژن پین یا انگشتی میله ای فلزی و توخالی است که پیستون را به شاتون متصل می کند و بوسیله دو خار فنری از بیرون زدن آن جلوگیری می شود.
شاتون به کجاها متصل می شود؟
سر آن به پیستون و انتهای آن به میل لنگ
انواع یاتاقان؟ و محل قرار گرفتن آنها.
1- یاتاقان ثابت: در محل محورهای ثابت میل لنگ بوسیله کفه های ثابت به بدنه موتور یا سیلندر بسته می شوند.
2- یاتاقان متحرک: در محل محورهای متحرک میل لنگ بوسیله کفه شاتون بسته می شوند.
فرق یاتاقان ها؟
یاتاقان ثابت شیاری برای عبور روغن دارد.
محل و کار بغل یاتاقان؟
بغل یاتاقانی در بغل یاتاقان ثابت است و از حرکت افقی میل لنگ جلوگیری می کند و گاهی بغل یاطاقانی ها با خود یاتاقان یکپارچه ریخته می شود.
ساختمان میل لنگ؟
1- سر میل لنگ یا محل بستن فولی میل لنگ و خار آن
2- چرخ دنده سر میل لنگ
3- محورهای ثابت و متحرک که بوسیله یک کانال روغن با همدیگر ارتباط دارند
لنگهای تعادل میل لنگ
فلانچ انتهای میل لنگ که به آن فلایویل بسته می شود.
کار میل لنگ؟
میل لنگ حرکت خطی پیستون را به حرکت دورانی تبدیل می کند و گردانیدن میل سوپاپ و همچنین واترپمپ, پروانه, فولی و دینام را بوسیله تسمه پروانه انجام می دهد.
انواع لقی میل لنگ؟
1- لقی افقی
2-لقی عمودی
علت بریدن میل لنگ ؟
1- تراشیده شدن بیش از حد میل لنگ در تعمیرات
2- لقی افقی در اثر خوردگی بغل یاتاقانی
3- سفت بسته شدن یاطاقان ها
4- تعویض دنده معکوس در سرعتهای زیاد.
5- یاتاقان سوخته باشد [افسران تهران میخواهند]
کار فلایویل یا چرخ لنگر موتور؟
صفحه سنگینی که به انتهای میل لنگ بسته شده و حرکت دورانی میل لنگ را متعادل می نماید که یکطرف آن صاف و قسمتی از ساختمان کلاچ محسوب می شود.
دنده فلایویل و کار آن؟
حلقه دندانه داری است که در پیرامون فلایویل قرار دارد و دنده استارت با آن درگیر شده, بهنگام روشن کردن موتور میل لنگی را میگرداند.
تعداد پیستون ها و شاتون ها و گژن پینهای یک موتور چهار سیلندر را نام ببرید.
در یک موتور چهار سیلندر, چهار عدد پیستون و چهار عدد شاتون و چهار عدد گژن پین وجود دارد.
کار خار فولی میل لنگ؟
از هرز گشتن فولی جلوگیری می کند.
در چند پست آینده بالاخره میخوام جزوه تایپ شده ای رو که سوالات آزمون فنی پایه یکمه بزارم اینجا.
این جزوه حاصل جمع آوری مطالب از سه منبع است:
1- سوالات پرسیده شده سر جلسه آزمون پایه یکم
2- کلاس آقای داروغه
3- مطالعه کتب موجود در بازار
از آنجایی که این سوالات اساس فنی خودرو است , سالهاست که تغییر نکرده و تغییر هم نخواهد کرد, فقط در هر دوره ای بر بعضی از سوالات تاکید بیشتری است و بیشتر پرسیده می شود.
mehran_taj@yahoo.com
مهران تاج الدین
زمستان 1387
----------
برای اولین موضوع اجزاء موتور رو میگذارم.
هر کجا هستم، باشم به درک!
من که باید بروم!
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت!
من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد!
تیپ را باید زد! جور دیگر اما... کار را باید جست.
کار باید خود پول.
کار باید کم و راحت باشد!
فک و فامیل که هیچ... با همه مردم شهر پی کار باید رفت!
بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست!
سید خندان یه نفر! سوئیچم کو؟
آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فکر کن
هیچکس را تمسخر مکن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب کن
به شرر و دشمنی کسی راضی مشو
تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
کسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیک دروغگو منشین
چالاک باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
ریچارد وایزمن
روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، ده سال قبل شروع شد.
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند؟
آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه.
به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."
این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود.
با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.
در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می دهند.
آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می بینند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند..
اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند،
ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند.
ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است،
و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.
از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.
این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.
و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.
چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.